• پنج شنبه،01 مهر 1400
  • ورود
 
       
      • بخشهای خبری


      •  
        منبع خبر :
        تعداد بازدید: 180
        کد: 64314
        تاریخ انتشار:
        ۱۳۹۳/۱۲/۲۷

        دیدگاه مفسران درباره جایگاه محیط زیست در آموزه های قرآنی

        دیدگاه مفسران درباره جایگاه محیط زیست در آموزه های قرآنی
         

        در حالی که ﺣﺪود 20ﺳﺎل از تصویب و اﺟﺮایی شدن ﻗﺎﻧﻮن ﻧﺤﻮه ﺟﻠﻮﮔﯿﺮی از آﻟﻮدﮔﯽ ﻫﻮا می گذرد، طی دو دهه گذشته، آﻟﻮدﮔﯽ ﻫﻮا به ویژه در کلان شهرها افزایش یافته و به مهم ترین معضل شهری تبدیل شده است . علاوه بر آن، ﭘﺪﯾﺪه ﻫﺎﯾﯽ چون افزایش ریزﮔﺮدها، ﺗﻐﯿﯿﺮ اﻗﻠﯿﻢ وبروزخشکسالی و نیز گسترش اﻣﻮاج اﻟﮑﺘﺮوﻣﻐﻨﺎﻃﯿﺴﯽ، محیط زیست کشورمان را با چالش های جدی، مواجه و مسائل زیست محیطی را به موضوعی ملی بدل کرده است؛ تا جایی که رهبرمعظم انقلاب اسلامی، 17 اسفندماه جاری به طور مبسوط، اهمیت محیط زیست، جایگاه آن در آموزه های اسلامی و چالش های پیش روی محیط زیست را برای همگان تبیین کردند و حفظ محیط زیست را وظیفه حاکمیت ومردم دانستند.

         

        مسئله چیست؟

        برای این که یک معضل وچالش اجتماعی به سمت حل وگشوده شدن سوق پیدا کند، باید ابتدا مسئله را دریافت وابعاد وزوایای آن را مورد بررسی قرارداد.

        صورت مسئله محیط زیست، چنین است که بشر به ویژه از حدود صد سال قبل در راه رسیدن به توسعه و رفاه، به سلطه وسیطره بی سابقه ای بر طبیعت و پدیده های طبیعی دست یافت. این تسلط و تسخیر طبیعت، هرچند رفاه و آبادانی جامعه به ویژه در کشورهای پیشرفته را به دنبال داشت، اما در کنار آن، عوارض وحشتناکی چون تخریب و آلودگی محیط زیست را درپی آورد.بنابراین می توان تخریب محیط زیست را حاصل توسعه صنعتی وتکنیکی شدن تمدن بشری دانست.البته این به معنای نامطلوب بودن صنعت و فناوری نیست بلکه بیانگراشکال اساسی درتفکر واندیشه ای است که نتوانسته رابطه میان مدنیت بشری وطبیعت به عنوان زیستگاه این مدنیت را، به درستی مهندسی و حق محیط زیست را در الگوی توسعه و سبک زندگی ادا کند. این کاستی موجب شده است تا تسخیر طبیعت با هدف رفاه، به ستیز با طبیعت بدل و مصداق حکایت بر شاخه نشستن وبن بریدن شود. به تعبیر دیگر، تخریب محیط زیست ناشی از نادرستی مبانی حاکم بر تمدن مسلط امروز است که جهان بینی آن، محیط زیست را به این روز انداخته و مدت هاست راه علاج این گونه نابسامانی ها، فکر انسان را به خود مشغول کرده و نشست های بین المللی متعددی را شکل داده است.

        از این رو، برای حل این معضل بشری صاحب نظران وارد عرصه شده و از توسعه پایدارسخن به میان آورده اند. اما برپایه گفتمان انقلاب اسلامی که به دنبال شکوفایی مجدد تمدن اسلامی است، این الگوهای توسعه است که چنین پیامدی داشته است. از این رو، برای فائق آمدن بر این مشکل، چاره ای جز بازگشت به مبانی انسان شناسی و جهان شناسی قرآنی در طراحی الگوهای توسعه وجود ندارد.

         

        محیط زیست در آموزه های قرآنی

        مهم ترین ویژگی پیشرفت مبتنی برآموزه های قرآنی، تسخیر طبیعت با نگرش جزئی از چرخه طبیعت بودن انسان و نه خدایگانِ طبیعت پنداشتنِ انسان است. زیرا در این نگرش، هستی، مخلوق و آفریده خداست و او مالک حقیقی همه چیزاست. از این رو هرچه بر توان تسخیربندگان افزوده می شود، نشانه های الهی بیشتری برای انسان پدیدارمی شود و نه تنها اورا به طغیان وا نمی دارد بلکه بر عبودیت و شکرگزاری و خضوع انسان می افزاید و زیاده خواهی های او را مدیریت و کنترل می کند.چنان که قرآن کریم، لجوج ترین دشمنان بشریت را کسانی می شمارد که منافقانه و به نام اصلاح مدیریت، زمام امور را به دست می گیرند اما در عمل، در راه نابودی نسل و طبیعت گام برمی دارند. در آیات شریفه 204 و 205 سوره بقره، نابودی حرث و نسل، مربوط به حاکمیت نظام ناصالح و حاصل مدیریت مدعیانی توصیف شده است که ادعای صلاح واصلاح شان گوش فلک را کر کرده است:« وَمِنَ النَّاسِ مَن یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَیُشْهِدُ اللَّـهَ عَلَی مَا فِی قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ(٢٠٤)وَإِذَا تَوَلَّی سَعَی فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا وَیُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّـهُ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ (٢٠٥)؛ و از میان مردم کسی است که در زندگی این دنیا سخنش تو را به تعجب وامی دارد و خدا را بر آنچه در دل دارد گواه می گیرد و حال آن که او سخت ترین دشمنان است (۲۰۴)و چون ریاستی یابد، کوشش می کند که در زمین فساد کند و کشت و نسل را نابود سازد و خداوند تباهکاری را دوست ندارد.»آیت ا...جوادی آملی در تفسیر «تسنیم» ذیل این آیه شریفه، افساد و اهلاک حرث و نسل را طغیان در برابر فرمان عدل محور خدا معنا می کند و با بیان این که تلاش برای افساد درزمین ونابودی حرث ونسل کارانسان های مقتدراست ، می نویسد:هرچند اصل آشوبگری وتخریب ،نیازی به اقتدار وحکومت ندارد لکن عنصرمحوری این گونه ازفسادها درگرو حکومت غاشمانه [ستمکارانه] است». ایشان درفرازی دیگر می افزاید: خداوند دستورداده است تا از راه قسط و عدل، زمین معمورشود وهمگان را به آباد کردن آن فراخوانده است :« هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا؛ اوست که شما را از زمین آفرید و آبادی آن را به شما واگذار کرد.» آباد شدن جز به عدل جامعه میسور نیست، ازاین رو، خداوند امت اسلامی را به قیام به قسط وعدل دعوت کرده است :« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید پیوسته به عدالت قیام کنید.».ظلم که تجاوز از مرزهای تعیین شده است ،هندسه نظام مند زمین را درهم می ریزد واین همان فساد درزمین به وسیله ظلم وبدرفتاری سردمداران آن است.در همین تفسیر، روایتی ازامام علی (ع) ذیل این آیه شریفه نقل شده که در آن، ظلم و ستم و بدرفتاری انسان های مستکبر علت نابودی و تخریب محیط زیست دانسته شده است :«عن امیرالمومنین (ع) فی قوله تعالی : وَإِذَا تَوَلَّی سَعَی فِی الْأَرْضِ... ظلمه وسوء سیرته».

        علامه طباطبایی هم درذیل آیه شریفه 205، «یهلک الحرث و النسل» را بیان افساد درزمین (لیفسد فیها) می داند ومی نویسد:از ظاهر این عبارت( یهلک الحرث و النسل) بر می آید که می خواهد جمله قبلی یعنی فساد در زمین را بیان کند، و بفرماید فساد و افسادش به این است که حرث و نسل را نابود کند و اگر نابود کردن حرث و نسل را بیان فساد قرار داده، برای این است که قوام نوع انسانی در بقای حیاتش به غذا و تولید مثل است؛ اگر غذا نخورد می میرد و اگر تولید مثل نکند نسلش قطع می شود، و انسان در تامین غذایش به حرث یعنی زراعت نیازمند است، چون غذای او یا حیوانی است و یا نباتی و حیوان هم در زندگی و نموش به نبات نیازمند است پس حرث که همان نبات باشد اصل در زندگی بشراست و بدین جهت، فساد در زمین را با اهلاک حرث و نسل بیان کرد، پس معنای این آیه این شد: که او از راه نابود کردن حرث و نسل در زمین فساد می انگیزد و در نابودی انسان می کوشد. خلاصه دیدگاه علامه آن است که تخریب و نابودی محیط زیست مصداق فساد در زمین است.

         

        پیام قرآن به ناسپاسان زیست محیطی

        قرآن کریم درآیه شریفه 41 سوره روم نیز، فساد درزمین را نتیجه اعمال نادرست انسان می شمارد ومی فرماید:« ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛ به سبب آنچه دست های مردم فراهم آورده، فساد در خشکی و دریا نمودار شده است تا [سزای] بعضی از آنچه را که کرده اند به آنان بچشاند، باشد که بازگردند.». آنچه از آیه شریفه برمی آید، این است که تابلوی زیبای آفرینش، امانت الهی در دست بشر است و صاحبان صنایع موظف هستند در راستای تأمین سعادت و سلامت تمام بشر جهت گیری کنند؛ چنانکه مکلّفند حقوق طبیعی هر موجود دیگر را، اعمّ از دریا و آبزیان و هوا و پرندگان هوا و استنشاق کنندگان از آن و نیز هر پدیده طبیعی دیگر، رعایت کنند و هرگز به هلاکت نسل و حرث رضایت ندهند.

         

        سیره معصومان (ع)

        سیره معصومان، علیهم السلام گواه رفتار دقیق آنها نسبت به محیط زیست است. زیرا آن بزرگواران، افزون بر این که، به شدت با اسراف نعمت های الهی مقابله می کردند، مردم را به کاشتن درخت توصیه می کردند و آن را صدقه جاریه می شمردند. امام صادق(ع) در همین زمینه، می فرمایند:«شش چیزاست که مومن بعد ازمرگ خود از آن ها بهره مند می شود:چاهی که حفرمی کند، درختی که می نشاند و نهر آبی که در راه خدا جاری و وقف می کند...»

        رسول گرامی اسلام (ص) نیز کشاورزی را صدقه توصیف می کنند و می فرمایند: من زرع زرعاً فأکل منه طیر کان له صدقهً؛ کسی که محصولی بکارد و پرنده ای از آن بخورد، صدقه محسوب خواهد شد.همچنین از آن حضرت روایت شده است: من سقی طلحهً أو سدرهً فکأنّما سقی مؤمناً من ظمأ؛ یعنی هر کس درخت محتاج به آبیاری را سیراب کند، گویا انسان مؤمن تشنه را سیراب کرده است.

         

        جایگاه محیط زیست در قانون اساسی

        به دلیل همین اهمیت است که اصل ۵۰ قانون اساسی به حفاظت ازمحیط زیست اختصاص یافته و در آن آمده است: «در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسل های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی می گردد. از این رو، فعالیت های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.»

        منبع: خراسان

        تعداد بازدید: 180
        نام:
        پست الکترونیک:
        شرح نظر:
        کد امنیتی:
         
        0 0
        آیا این مطلب را می پسندید؟ بله خیر